از شمال تا فاو

ماجرای ۲۵ کربلا از جایی شروع شد که هنوز «لشکر ویژه» نبود. نیروهای مازندرانی، مثل خیلی از رزمنده‌های دیگر از روزهای اول جنگ وارد میدان شدند.

به گزارش پیک شهر، ماجرای ۲۵ کربلا از جایی شروع شد که هنوز «لشکر ویژه» نبود. نیروهای مازندرانی، مثل خیلی از رزمنده‌های دیگر از روزهای اول جنگ وارد میدان شدند. اما یک جا، جنگ برایشان شکل دیگری پیدا کرد؛ جایی که باید جنگیدن را در آب یاد می‌گرفتند: هورالهویزه.

رزمنده‌ها بیشتر‌ از یک سال در منطقه هور بودند؛ هم اجرای عملیات داشتند، هم پدافند، هم با جغرافیای منطقه جنگیدند. همین تجربه بعدها به کارشان آمد.

وقتی قرار شد عملیات والفجر ۸ طراحی شود، لشکر ۲۵ کربلا دیگر همان یگان قبلی نبود.یک تیپ زرهی و یک تیپ پیاده به آن اضافه شدند و ساختارش تغییر کرد. شد: لشکر ویژه ۲۵ کربلا. مأموریتی گرفت که قرار نبود ساده باشد. عبور از اروند.

اروند رودخانه‌ای پهن و خروشان بود با جریان‌های سخت و جزر و مد؛ آن طرفش فاو بود و مواضع ارتش عراق. قرار بود شبانه از آب عبور کنند. بی‌سروصدا.

ماه‌ها قبل از شروع عملیات،کار شناسایی و آماده‌سازی شروع شد.نیروها باید با منطقه آشنا می‌شدند، مسیرها را می‌شناختند و امکانات لازم را آماده می‌کردند.
رسید به شب بیستم بهمن ۱۳۶۴. با هر سختی که بود، نیروها از اروند گذشتند و خودشان را به فاو رساندند. صبح شهر و مواضع مهم اطرافش دیگر دست عراقی‌ها نبود؛ فاو تصرف شده بود.

برای همین، وقتی اسم ۲۵ کربلا می‌آید، فقط اسم یک یگان را نمی‌شنویم. پشت این نام، مسیر آدم‌هایی است که از روستاها و شهرهای مازندران راه افتادند؛ از شالیزارهای شمال به هور رسیدند، از هور به اروند و از اروند به فاو.