دلگویه یک هنرمند؛

مش فتاح در بستر بیماری؛ مسئولان همچنان بی تفاوت نسبت به هنرمندان

مسئولانی که همواره در بسیاری از مناسبت ها دوست دارند با هنرمندان عکس یادگاری بگیرند، جای بسی تاسف است که چرا به فکر درمان و معیشت هنرمندان نیستند.

به گزارش پیک شهر، بی‌مقدمه گپی دارم با مسئولان و مردم و…. ما چرا اینجوری شدیم. چرا بی‌تفاوت شدیم .چرا همه چی را زود فراموش کرده و می‌کنیم.

من می‌خواهم از هنرمندی حرف بزنم که بیش از ۵۰ سال عمرش را برای خنداندن و شاد کردن مردم به عنوان خادم بی‌ریای این مردم شب و روز نداشت حضورش در صحنه‌های تئاترو تلویزیون و سینماو رادیو و اجراهای عمومی از اعم فعالیت این هنرمند پیشکسوت بود بله از مش فتاح سریال تلویزیونی معروف سوزگلام می گم استاد رجبعلی بریمانی اری مش فتاحی که قبل از بیماری اش وقتی توی خیابان مردم به او می‌رسیدند از بازی قشنگ او و شخصیت دلنشین او می‌گفتند و با او عکس یادگاری و سلفی می‌گرفتند. اماامروز چه زود فراموش کار شدیم چه زود همه چی یادمان رفت.

من آخرین تماسی که با پسر این هنرمند آقای مهیار بریمانی داشتم ازوضعیتش پرسیدم میگفت وضعیت پدر بسیار بد و غیر قابل تحمل شده بااینکه ایشان کارمند بهداشت ودرمان بوده بیمارستان‌ها به خاطر سن بالایش جوابش کردند. شما در کجای دنیا دیدید با یک هنرمند پیشکسوت اینجور برخورد کنند

آقایان: مسئولین محترم مخصوصاً عزیزان ما در صدا و سیما و ارشاداسلامی که این هنرمندپیشکسوت سالیان سال بدون اینکه کارمند شما باشد با عشق و بی‌ریا در خدمت این مردم بود. ایا امروز از او خبری دارید؟ ازمشکلات فتاحی میگویم که باعث افتخارشمابود وامروز درکنج خانه مثل شمع داردمی سوزد وآب می شود.

همیشه برایم این سئوال بود چرا وقتی یک هنرمند در قید حیات است به فکرش نیستیم چرا از او یاد نمی‌کنیم .خدا ناکرده همین که از دنیا رفت و چشمش را بست آن وقت صدایش رادیو پخش می‌شود و چهره‌اش از تلویزیون به نمایش گذاشته می‌شود و یادی از او می‌کنیم.

آقایان مسئولین محترم خانواده استاد بریمانی لوح تقدیر و هدیه و سکه نمی‌خواهندانها این انتظارراازشما داشته و دارند تا سری به آنها بزنید اگه اینکارراانجام می دادید شایدمی توانستید مشکل بیمارستانش راحل کنید. البته این مشکل اکثرهنرمندان مادردیگرشهرستانهای استان ما نیز است.

اکنون ما درشهرستان های خود هنرمندانی دررشته های گوناگون داریم که با دربستربیماری هستند و یا با مشکلات دیگر دسته و پنجه نرم می کنند و کسی بفکرشان نیست.

در پایان گپی باهنرمندان استان دارم چرا در شهرستانهایک تشکیلاتی راه نمی اندازید تابتوان از این طریق به مسائل ومشکلات این عزیزان رسیدگی کرد. چرا یک تشکیلاتی راه نمی‌اندازید تا در اینطور مواقع به داد این عزیزان رسید وصدای آنها باشیم اما عزیران این رابدانید و بدانیم بقول معروف کس نخارد دپشت من جزناخن انگشت من. پس بیائید باهم باشیم ومشکلاتمان راخودمان حل کنیم .من از همین جا از خداوند منان برای استاد رجبعلی بریمانی آروزی سلامتی و بهبوید دارم.

محمد جونیان؛ هنرمند و روزنامه نگار