از فروپاشیِ جبهه خونخواهی تا گستاخیِ دشمن؛ آیا حریمِ رهبری در لبه پرتگاهِ بیتفاوتی است؟
به گزارش پیک شهر، در سپیدهدمِ جریانی که دشمن با تمام توانِ کینهتوزیِ خود، «جنگ رمضان» را علیه هستیِ جمهوری اسلامی به راه انداخت، نقشهای مرگبار ترسیم شده بود: از تضعیفِ ارادهی موشکی و دریایی ما گرفته تا تلاش برای ریشهکن کردنِ ذخایر هستهای و تغییرِ بنیادینِ ساختار سیاسیِ این سرزمین. آنان در پی آن بودند که با غصبِ جزایر جنوبی و غارتِ منابعِ حیاتی، ایران را به موجودی بیاراده بدل کنند. اما دشمن، در محاسباتِ خود، از «معجزهی ارادهی ملی» غافل ماند؛ ایران امروز، نه تنها در برابرِ این طوفانها ایستادگی کرد، بلکه به کوریِ چشمِ قدرتهای جهانی بدل گشت.
اما با وجود این پیروزیِ استراتژیک، یک «فاجعهیِ مفهومی» در لایههای سیاسیِ کشور در حال وقوع است.
ما با شکافی عمیق در «ادبیاتِ سیاسیِ مقامات» مواجهیم؛ شکافی که ناشی از کمرنگ شدنِ «خونخواهیِ امام شهید» است. حقیقتِ تلخ این است که وقتی در ادبیاتِ رسمیِ حاکمیت، از خونِ امام شهید و خانوادهی گرانقدر ایشان سخن نمیرود، وقتی «بغضِ خون» در کلامِ مسئولان ارشد، جای خود را به «احتیاطهای مصلحتاندیشانهیِ بیروح» میدهد، باید دانست که درهایِ تجاوز به حریمِ نظام باز شده است.
وقتی در مواجهه با ترورِ رهبر و خانوادهی ایشان، حتی از تهدیدِ لفظیِ آمرانِ این جنایتها پرهیز میشود، هزینهی شکستنِ حریمِ عالیترین جایگاهِ مذهبی و ملیِ ما، به شدت کاهش مییابد. ما با دشمنی روبرو هستیم که زبانِ جدی نمیفهمد. اگر در پروندهی سلمان رشدی، نهضتی جهانی برای قصاصِ خونِ جانیان برپا شد، چرا امروز در برابرِ مهدورالدمانی چون ترامپ و نتانیاهو، با انفعال و حتی با محدود کردنِ حرکتهای مردمی در مسیرِ قصاص، راهِ گستاخی را برای آنان هموار میکنیم؟
بحران زمانی به اوجِ خود میرسد که با احکامِ مراجعِ عظام و فقهای جلیلالقدر، نه تنها برخوردِ قاطع صورت نمیگیرد، بلکه بر مواضعِ آنان سرپوش گذاشته میشود. این «بیاعتناییِ ساختاری» به مراجعیت، دقیقاً همان زمینهسازِ گستاخیِ امروزِ دشمن است؛ گستاخیای که به حدّی رسیده که دشمن، حتی پیش از تشییعِ پیکرِ مطهرِ پیشوایِ شهیدمان، جرات میکند فرماندهانِ ما را به ترور تهدید کند! این دیگر تنها یک تهدید نیست، این یک «اعلانِ جنگ» به تمامِ بدنه و ارکانِ حاکمیت است.
ما که بر خود واجب دانستهایم زمینهسازانِ ظهورِ منجیِ عالم (عج) باشیم، نمیتوانیم در برابرِ تهدیدِ امنیتِ «نائبالامام»، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، سکوت کنیم. امنیتِ ایشان، مرزِ میانِ حیاتِ نظام و نابودیِ آن است.
در چنین شرایطِ بحرانی، وقتی گستاخیِ دشمن به حریمِ مقدسِ رهبری و تهدیدِ جانِ فرماندهان رسیده است، دیگر جایی برای «تحلیلهایِ مصلحتاندیشانهیِ ضعیف» نیست. تنها راهِ باقیمانده برای حفظِ هیبتِ نظام و ابهتِ رهبری، چیزی نیست جز «مقابله به مثل».
اگر میخواهیم از حریمِ رهبری محافظت کنیم، باید یاد بگیریم که چگونه «هزینه» بسازیم. چرا که دشمن، تنها با دیدنِ خونِ جانیانِ خود، از گستاخی باز میایستد.
علی شکی















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0