بازنگریِ هندسهٔ قدرت در نظم نوین دفاعی ایران
به گزارش پیک شهر، احکام اخیر فرماندهی معظم کل قوا درباره فرماندهان ارشد نیروهای مسلح را نمیتوان صرفاً در چارچوب جابهجاییهای سازمانی خواند. این احکام، در لایهای عمیقتر، نشانهای از بازآرایی معماری دفاعی و بازتعریف نسبت میان فرماندهی، عملیات، اطلاعات و ظرفیت مردمی در مواجهه با مختصات جدید تهدید است.
در این میان، سه مؤلفه برجستگی بیشتری دارد:
1. تکمیل روند ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص)
2. تصریح بر آمادگی هوشمندانه برای عملیات تهاجمی پرقدرت
3. تقویت شبکه اطلاعات مردمی با اتکا به فناوریهای نوین.
این سه، اجزای منفصل نیستند؛ اضلاع یک منظومهاند: تمرکز فرماندهی، ارتقای توان تهاجمی و هوشمندسازی ظرفیت مردمپایه.
بازگشت به منطق وحدت فرماندهی
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص)، که با قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا تفاوت ماهوی دارد، در متن تجربه دفاع مقدس و با ضرورت هماهنگی عملیاتی نیروهای مسلح شکل گرفت. اکنون بازتعریف نسبت آن با ستاد کل را میتوان تلاشی برای بازسازی همان اصل دیرپای وحدت فرماندهی در مواجهه با جنگی دانست که دیگر صرفاً در میدان نظامی رخ نمیدهد.
در جنگ ترکیبی، مرز میان میدان، اطلاعات، سایبر، اقتصاد و افکار عمومی باریک شده است؛ ازاینرو، سرعت تصمیم و انسجام فرماندهی، خود بخشی از قدرت ملی است. تمرکز بیشتر، اگر با چابکی و انعطاف همراه شود، میتواند فاصله میان «شناخت تهدید» و «تصمیم مؤثر» را کاهش دهد.
تهاجم»؛ منطق جدید بازدارندگی
تأکید بر «عملیات تهاجمی پرقدرت» را باید فراتر از یک تعبیر اداری دید. این واژه، حامل پیام حفظ ابتکار عمل راهبردی است؛ یعنی دفاع، صرفاً انتظار برای ضربه نیست، بلکه برخورداری از قدرت تحمیل هزینه و انتخاب پاسخ نیز هست.
البته میان توان تهاجمی و جنگطلبی فاصلهای بنیادین وجود دارد. قدرت، آنگاه به بازدارندگی تبدیل میشود که در خدمت محاسبه، کنترل و انتخاب دقیق زمان و سطح پاسخ قرار گیرد.
تعریف مأموریت عملیاتی برای جانشین فرمانده کل سپاه نیز در همین چارچوب، نشانهای از تلاش برای افزایش چابکی و انسجام در سطوح اجرایی فرماندهی قابل تحلیل است.
بسیج؛ گذار از نیروی انسانی به شبکه هوشمند
تأکید بر «شبکه اطلاعات مردمی» و «فناوریهای نوین» در حکم رئیس سازمان بسیج، بیانگر تحول دیگری است: انتقال مرکز ثقل مشارکت مردمی از صرفِ نیروی انسانی به ظرفیت اطلاعات، شبکه و فناوری.
در عصر داده و جنگ شناختی، مزیت یک شبکه نه در گستردگی صرف، بلکه در سرعت، دقت و اعتبار اطلاعات آن است. ازاینرو، هوشمندسازی ظرفیت مردمپایه میتواند به یکی از مؤلفههای مهم قدرت ملی در مواجهه با تهدیدات ترکیبی بدل شود.
از بداهه به مهندسی قدرت
اگر روح حاکم بر این تحولات را در یک عبارت خلاصه کنیم، میتوان گفت معماری دفاعی ایران در حال گذار از واکنشپذیری پراکنده به سوی قدرتی متمرکز، هوشمند و مبتنی بر ابتکار عمل است.فرماندهی منسجمتر، آمادگی عملیاتی بالاتر و شبکه اطلاعاتی ـ فناورانه گستردهتر، سه ستون این بازآراییاند.
اما آزمون نهایی، در میدان عمل خواهد بود؛ زیرا تمرکز بدون انعطاف، تهاجم بدون محاسبه و اطلاعات بدون صحتسنجی، نه قدرت، که آسیبپذیری تولید میکند.
آنچه اکنون در حال شکلگیری است، صرفاً تغییر در ساختار فرماندهی نیست؛ بازتعریف هندسه قدرت در برابر تهدیدات نوین است؛ حرکتی از «واکنش به تهدید» به سوی «مهندسی ابتکار عمل».این نسخه به نظرم برای کیهان از قبلی مناسبتر است؛ کوتاهتر، جدیتر و دارای گزارههای برجستهای است که در صفحه روزنامه بهتر مینشینند
علی شکی؛ کارشناس ارشد مطالعات راهبردی جبهه مقاومت













ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0