یادداشت سیاسی؛

«طوفان اراده؛ زوال توهمات استکبار»

دشمنِ متوهم که در تنگنایِ راهبردی و انزوایِ گفتمانی گرفتار آمده، با جنایاتِ ددمنشانه می‌کوشد معادله‌ی بازدارندگی را به نفعِ خود بازآرایی کند.

به گزارش پیک شهر، دشمنِ متوهم که در تنگنایِ راهبردی و انزوایِ گفتمانی گرفتار آمده، با جنایاتِ ددمنشانه می‌کوشد معادله‌ی بازدارندگی را به نفعِ خود بازآرایی کند. غافل از آنکه این سرزمین، وارثِ عاشوراییِ حماسه‌هاست و همگراییِ مردمی، گواهی است بر این حقیقت که آرزویِ تسلیم‌سازیِ ایران، کابوسی است که سرانِ بی‌خردِ استکبار را تا ابد رها نخواهد کرد. در این چارچوب، مقاومت نه یک تاکتیک، که یک گفتمانِ تمدنی است؛ گفتمانی که در برابرِ پارادایمِ سلطه، منطقِ دیگری از قدرت و مشروعیت را بنا می‌نهد.

پاسخِ آتشین؛ وعده‌ صادقِ انتقام

آن‌گاه که خونِ پاکِ مظلومان — از دانش‌آموزانِ بی‌گناه تا شهدایِ مسیرِ حق — به ناحق ریخته می‌شود، منطقِ «صلحِ تحمیلی» در برابر «خشمِ مقدس» رنگ می‌بازد. ملتِ سلحشور ایران، یک‌صدا و هم‌نوا با فرماندهی معظم کل قوا، نه تنها خواستارِ مجازاتِ آمرانِ این جنایت است، بلکه اخراجِ ذلت‌بارِ دشمن از منطقه را مطالبه‌ای غیرقابل‌مذاکره می‌داند. در ادبیاتِ سیاسیِ معاصر، این را «بازدارندگیِ تنبیهی» می‌نامند؛ دکترینی که در آن، هزینه‌ی تجاوز، فراتر از سودِ آن تعریف می‌شود. نابودیِ رژیمِ جعلی صهیونیستی و پایانِ شرارت‌هایِ سرانِ کاخِ سفید، وعده‌ای است که در آینده‌ای نزدیک محقق خواهد شد.

دکترینِ بازدارندگی؛ تکیه بر بازوانِ توانمندِ امت

ایرانِ مقتدر، امروز با تکیه بر سی میلیون جان‌فدایِ راهِ ولایت و هزاران رزمنده‌ی بی‌باک در صفوفِ سپاه و ارتش، به دژی تسخیرناپذیر بدل شده است. این قدرتِ لایزالِ انسانی، پشتوانه‌ی راهبردیِ کشور در نبردهای احتمالی و ضامنِ بقای امنیتِ ملی است؛ حقیقتی که معادلاتِ نظامیِ دشمن را پیش از وقوع، در هم شکسته است. این همان «قدرتِ نرمِ مقاومت» است که در آن، سرمایه‌ی اجتماعی به سرمایه‌ی راهبردی تبدیل می‌شود.

انقلابِ موشکی؛ درهم‌کوبیدنِ کاخ‌هایِ خیالی

آنچه هراس را بر اندامِ دشمن مستولی کرده، نه فقط شمارِ موشک‌ها، که عمقِ فناوری و دقتِ اصابت آن‌هاست. خانواده‌هایِ «قدر»، «عماد»، «سجیل» و موشک‌هایِ خیره‌کننده‌ی «خیبرشکن» و «حاج قاسم»، در کنارِ نسلِ فائقِ «فتاح»، مرزهایِ دانشِ نظامی را جابه‌جا کرده‌اند. این موشک‌هایِ هایپرسونیک، با سرعتی فراتر از تصور و قابلیتِ گریز از رادار، هر زیرساختی را در کسری از ثانیه به خاکستر مبدل می‌سازند. در تحلیلِ راهبردی، این را «جهشِ کیفیِ بازدارندگی» می‌گویند؛ جهشی که در آن، برتریِ فناورانه جایگزینِ برتریِ کمّی می‌شود.

طوفانِ پهپادی؛ نبردِ نامتقارن و اشباع‌ساز

تلفیقِ هوشمندِ پهپادهایِ انتحاریِ «شاهد» با شناسایی-رزمی‌هایِ «مهاجر» و «کمان»، ایران را به قطبِ بلامنازعِ قدرتِ هوایی بدل کرده است. حملاتِ هماهنگ و پیچیده‌ی گروهی (Swarm Attacks) به گونه‌ای طراحی شده که هیچ سامانه پدافندی در جهان، توانِ ایستادگی در برابرِ سیلِ آتشِ هواییِ ما را نخواهد داشت. این همان «اشباعِ پدافندی» است؛ راهبردی که در آن، دشمن پیش از آنکه فرصتِ واکنش بیابد، در انبوهِ تهدیدها غرق می‌شود.

استراتژیِ نهایی؛ ضربتِ هم‌زمان و غافل‌گیرانه

دکترینِ نظامیِ ما بر اصلِ «غافل‌گیریِ مطلق» بنا شده است؛ شلیکِ انبوه و متقارن از دهها پایگاهِ مخفی و زیرزمینی از جای‌جایِ پهنه‌ی ایران، چنان طوفانی از آتش بر سرِ دشمن خواهد بارید که فرصتِ هرگونه واکنشی را از آنان سلب خواهد کرد. این، فرجامِ شومِ تقابل با اراده‌ی ملتی است که با تکیه بر ایمان، شکست را به واژه‌ای بیگانه در فرهنگِ خویش بدل کرده است. در ادبیاتِ معاصر، این را «بازدارندگیِ پیش‌دستانه» می‌نامند؛ نه آغازگرِ جنگ، بلکه پایان‌دهنده‌ی توهمِ جنگ.

نتیجه : شکستِ قطعیِ جبهه‌ی باطل

تاریخِ بشریت گواهی خواهد داد که پیروزی، نه نصیبِ زرادخانه‌هایِ مملو از سلاح، بلکه سهمِ جبهه‌ی حق و مجاهدانِ راهِ آزادی است. دشمنانِ زبونِ این ملت، با کوله‌باری از شکست و رسوایی از میدانِ نبرد خارج خواهند شد و خورشیدِ پرفروغِ اقتدارِ ایران، هم‌چنان بر پهنه‌ی گیتی خواهد درخشید. در نگاهِ ما، این نه پایانِ تاریخ، که آغازِ نظمِ نوینِ مقاومت است؛ نظمی که در آن، قدرت نه در زرادخانه، که در اراده‌ی ملت‌ها تعریف می‌شود.

علی شکی؛ تحلیلگر ارشد سیاسی و اجتماعی جبهه مقاومت