سیل گذشت، مسئولیت ماند
به گزارش پیک شهر، باران که از آسمان فرو میریخت، برای بسیاری از مردم مازندران دیگر یک بارش معمولی نبود؛ آب از بستر رودخانهها عبور کرد، راه خود را به خانهها و زمینهای کشاورزی باز کرد و طوفان، درختان و زیرساختها را درهم ریخت. صبح هفدهم شهریور، سیلاب در بخشهایی از مازندران چهرهای خشن از طبیعت را به نمایش گذاشت؛ چهرهای که در برخی روستاهای شهرستان ساری، جویبار، سیمرغ، بهشهر و نکا، رد خود را بر خانهها، مزارع، باغها، راهها و مسیر رودخانهها برجای گذاشت.
با فروکش کردن آب، قصه دیگری آغاز شد؛ قصه مردمی که باید زندگی را از میان گلولای و خرابیها دوباره سامان میدادند.
در چنین شرایطی، حضور استاندار مازندران در مناطق آسیبدیده، رنگ و بوی یک بازدید معمول اداری نداشت.
مهدی یونسیرستمی در میان مردم روستاهای آسیبدیده ساری حاضر شد؛ در کنار خانههایی که آثار سیلاب هنوز بر دیوارهایشان باقی بود، میان زمینهایی که زیر آب آسیب دیده بودند و در مسیرهایی که طغیان رودخانه بخشی از زیرساختهای آنها را درگیر کرده بود.
او پای صحبت مردم نشست و بیواسطه از نزدیک شنید که سیلاب چه بر سر خانه و زندگی آنان آورده است. خانوادههایی که خسارت دیده بودند، مشکلات خود را با استاندار در میان گذاشتند و او نیز در همان فضای صمیمی و بیتکلف، دغدغههای آنان را شنید و پیگیری موضوع را در دستور کار مسئولان قرار داد.
مهدی یونسیرستمی، استاندار مازندران، در میان همین خانهها ایستاده است؛ جایی دور از میز جلسه و گزارشهای کاغذی. کنار خانوادههایی که هنوز مشغول بیرون کشیدن وسایل از میان گل هستند.
زنی از خانهاش میگوید؛ از وسایلی که زیر گل مانده، از روزی که آب وارد خانه شد و فرصت چندانی برای نجات زندگی باقی نگذاشت. حرفهایش کوتاه است، اما پشت هر جمله، تصویری از خانهای است که سیلاب نظم آن را به هم ریخته است.
استاندار گوش میدهد. گاهی فقط چند کلمه میانشان ردوبدل میشود. گاهی توضیحی از سوی مسئولان محلی داده میشود و یونسیرستمی دوباره به همان نقطهای نگاه میکند که زن از آن حرف میزند؛ به دیوار خیس، به وسایل گلآلود و به خانهای که باید دوباره به جای امن خانواده تبدیل شود.
چند قدم آنطرفتر، پیرمردی ایستاده است.
تمام سرمایه زندگیاش زمین است؛ زمینی که سالها با دستهای خودش آباد کرده، کاشته و از محصولش زندگی گذرانده است. حالا بخشی از آن زمین زیر آب و گل مانده است. برای کسی که درآمدش از کشاورزی است، از بین رفتن محصول فقط خسارت یک مزرعه نیست؛ یعنی نگرانی برای ماههای پیش رو. او از زمینش میگوید. استاندار پای صحبتش میایستد و درباره میزان خسارت، محصول و وضعیت زمین میپرسد. حرفها از جنس جدولهای آماری نیست؛ اینجا هر هکتار زمین، بخشی از زندگی یک خانواده است.
کمی آنسوتر، جادهای که تا پیش از سیلاب مسیر رفتوآمد مردم بود، حالا زخمی از آب بر تن دارد. بخشی از مسیر آسیب دیده و عبور و مرور را دشوار کرده است.
مدرسه نیز از این حادثه بینصیب نمانده است؛ مدرسهای که باید در آستانه مهر، آماده باز شدن درهایش به روی دانشآموزان باشد، حالا با گل و آثار سیلاب دستوپنجه نرم میکند. برای روستایی که مدرسهاش آسیب دیده، سیلاب فقط دیوار و کف ساختمان را درگیر نکرده؛ آغاز سال تحصیلی کودکانش را هم تحت تأثیر قرار داده است.
استاندار از این نقاط عبور میکند، میبیند و دستور پیگیری میدهد. اما شاید سنگینترین تصویر، کمی دورتر، کنار رودخانه شکل میگیرد. رودخانه همان رودخانهای است که روزهای معمول، آرام از کنار روستا میگذرد؛ اما این بار از بستر خود بیرون زده و مسیرش را به خانهها، باغها و زمینهای مردم کشانده است.
درختانی که سالها و شاید نسلها در این زمین ریشه دوانده بودند، حالا برخی شکسته یا از ریشه درآمدهاند. باغی که زمانی نشانی از زندگی و حاصل سالها مراقبت بود، زیر ضربه سیلاب آسیب دیده است.
آب آمده، رفته و پشت سر خود گل، شاخههای شکسته، خاک جابهجا شده و زندگیهای آسیبدیده بر جا گذاشته است.
اما رودخانه فقط یک منظره آسیبدیده نیست؛ هشداری است درباره حریمهایی که در سالهای گذشته رعایت نشده و زیرساختهای پیشگیرانهای که به اندازه کافی جدی گرفته نشدهاند.
یونسیرستمی در همین بازدید بر این مسئله دست میگذارد؛ اینکه بخشی از خسارتها به رعایت نشدن حریم بستر رودخانه و برخی ساختوسازها در مجاورت آن مربوط است و در کنار آن، کمبود اقدامات پیشگیرانه در سالهای گذشته نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
این بار قرار نیست ماجرا فقط با جمع کردن گلولای و تعمیر چند دیوار تمام شود.
ساماندهی بستر رودخانهها، اصلاح زیرساختهای آسیبدیده و اجرای اقدامات پیشگیرانه، بخشی از مسیری است که استاندار برای روزهای بعد از سیلاب ترسیم کرده است؛ مسیری که هدفش فقط جبران خسارت امروز نیست، بلکه جلوگیری از تکرار آن برای مردم فرداست.
در میان این همه خرابی، یک دغدغه بیش از همه تکرار میشود: جبران خسارت.
استاندار از برآورد اولیه سهونیم تا چهار میلیارد تومانی خسارت در این مناطق میگوید و از تلاش برای تأمین منابع جبرانی. از ساماندهی چوبهای جمعآوریشده و اختصاص درآمد حاصل از آن برای کمک به آسیبدیدگان نیز سخن گفته میشود.
برای مردمی که خانهشان خیس شده و محصولشان از بین رفته، این اعداد زمانی معنا پیدا میکنند که به تعمیر خانه، جبران محصول و بازگشت زندگی عادی تبدیل شوند.
استاندار مازندران در همین بازدید، نگاه خود را به روزهای پس از حادثه معطوف کرد؛ به ساماندهی بستر رودخانهها، اصلاح زیرساختهای آسیبدیده و اجرای طرحهای پیشگیرانهای که بتواند از تکرار چنین خسارتهایی جلوگیری کند. مقرر شده است گروهی برای بررسی و برنامهریزی اقدامات زیربنایی این مناطق مأمور شوند تا موضوع، از سطح یک واکنش مقطعی به یک برنامه پیشگیرانه و ماندگار تبدیل شود.
در کنار این حضور میدانی، عملکرد دستگاههای اجرایی در ساعات نخست حادثه، دستگاههای خدماترسان با همراهی مردم توانستند بخش عمده خدمات زیربنایی را در حدود ۳۶ ساعت دوباره برقرار کنند. حالا اما مرحله دیگری آغاز شده است؛ مرحلهای که سرعت آن را میزان بازگشت آرامش به زندگی مردم تعیین میکند.
اما بازگشت خدمات، پایان مسیر نیست.
اکنون خانههایی باید ترمیم شوند، زمینهایی باید دوباره به چرخه تولید بازگردند، راههایی نیازمند بازسازی هستند و رودخانههایی باید ساماندهی شوند تا سیلاب بعدی، دوباره همان مسیر را طی نکند.
حضور استاندار در میان مردم آسیبدیده، در فاصله کوتاهی پس از حادثه، تصویری از مدیریت میدانی بحران در مازندران بود؛ مدیریتی که در آن گزارشها و آمارها در کنار مشاهده مستقیم واقعیتهای زندگی مردم قرار میگیرد و تصمیمگیری از دل همین حضور شکل میگیرد.
سیلاب آمده و بسیاری چیزها را با خود برده است؛
اما زندگی مردم هنوز اینجاست. و حالا مسئولیت، ماندن کنار همین زندگی و بازگرداندن آن به روزهای آرام است.












ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0